دلم میخواست بیام پست بزارم ولی میگفتم عه نه تو میتونی مقاومت کنی ولی با این چند تا کامنت دیگه خیلی خندم گرفت که در مورد پست گذاشتن گفته بودین:))))
خدایش حال میکنین این همه پستو
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
بودنتزندگی را معنا می کندلازم نیست کاری انجام دهیسرو روان منهمین که راه می روی ساز می زنیمی گویی می شنوی می خندیهمین که دگمه هام را باز می کنی می بندییعنی همه چیزلازم نیست بر عاشقی کردنت خیال ببافیهمی
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
اصلا هدر وبو میبینما دلم میخواد کله اش رو بکنم ..وسط کارش گفتم باید برام درس کنی هدر پریده ...برا این که کچل نشه اینو گذاشته و با یه اب و تابی هم ازش حرف میزد که نگو
میبینمش دردام تازه میشه:/
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
یه طرف جاده کوه ها برف دارن و یه طرف جاده درختا شکوفه دادن.
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
لاک زرشکیه خشک شد:(
+هر لاکی رو دوس ندارم :(
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
کاش یه نفر بیاد بگه این اخلاقتو دوس دارم ...لازم نیس خودتو عوض کنی...کاش دیگه نگن فلانی رو میبینی کاش اخلاق تو هم مثل اون بود تو هم پر انرژی بودی و همیشه میخندیدی:)
+نکه نخوام پر انرژی خندون باشم و همیشه تو جمع سعی کردم نشده
+از جمع هم خوشم نمیاد:)
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
بیاین از دلخوشیامون بگیم
الکی مثلا دلخوشیم:)))
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
خسته به معنای واقعی....اما نه جسمی
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40
یه مدت که نباشی و ننویسی وبلاگت میشه بهترین جای دنیا
برچسب: نویسنده: سارا احمدپور تاريخ: چهارشنبه 18 ارديبهشت 1398 ساعت: 17:40